الغزالي

42

كيمياى سعادت ( فارسى )

به يك لقمه كه از وى در گذرد ، جهان بر وى تنگ و تاريك شود - عزّ و قدرت خداوند نبيند . و براى اين بود كه كليد خزاين روى زمين بر رسول ( ص ) عرضه كردند گفت : « نخواهم ، مگر روزى سيرى و روزى گرسنگى : چون گرسنه شوم صبر كنم و چون سير باشم شكر كنم . » فايدهء چهارم آنكه چون سير بود ، گرسنگان را فراموش كند و بر خلق خداى شفقت نبرد و عذاب آخرت فراموش كند ، و چون گرسنه بود ، از گرسنگى اهل دوزخ ياد آورد ، و چون تشنه بود ، از تشنگى اهل قيامت ياد آورد . و خوف آخرت و شفقت بر خلق از درگاههاى بهشت است . و بدين بود كه يوسف ( ع ) را گفتند كه « خزانهء روى زمين تو دارى ، گرسنه چرا باشى ؟ » گفت : « ترسم كه اگر سير شوم ، درويشان گرسنه را فراموش كنم . » فايدهء پنجم آن است كه سر [ 1 ] همه فائدتها و سعادتهاست كه كسى نفس خويش را زير دست خويش كند ، و شقاوت آن است كه وى زير دست نفس بود ، و چنان كه ستور سركش جز به گرسنگى رام و نرم نتوان كرد ، نفس آدمى همچنين . و اين يك فايده نيست كه اين كيمياى فوائد است ، چه همه معصيتها از شهوات خيزد و همه شهوات از سيرى خيزد . ذو النون ( ره ) مىگويد : « هرگز سير نخوردم ، كه نه معصيت كردم يا قصد معصيت كردم . » و عايشه ( رض ) مىگويد كه « اول بدعتى كه از پس رسول ( ص ) پديد آمد سيرى بود ، كه چون قوم سير بخوردند ، نفس ايشان سركشى اندر گرفت . » و اگر به سبب ، گرسنگى هيچ فايده نبود مگر آنكه شهوت فرج ضعيف شود و شهوت سخن بشود ، [ 2 ] تمام است ، كه هر كه سير بخورد ، به فضول گفتن و غيبت كردن مشغول شود و شهوت فرج غالب شود . اگر فرح نگاه دارد ، چشم

--> [ 1 ] در « ترجمهء احياء » : و آن فايده‌هاى بزرگ است ( ربع مهلكات ، ص 235 ) . [ 2 ] برود .